كليسا تأثير عميقي كرد و در شكل گرفتن انديشهٴ قرون وسطايي‌، ولو به‌طور غيرمستقيم‌، سهم‌ چشم‌گيري داشت‌. اپي فانيوس از آباي يوناني كليسا مطالعهٴ انتقادي قريب هشتاد بدعت را به‌ انجام رساند و رسالهٴ كوچكي نوشت كه سرمشق جواهرنامه‌هاي مسيحي شد. آباي لاتيني‌ معاصر عبارت بودند از قديس آمبروز و قديس جروم‌؛ قديس اوگوستين بيشتر متعلق به سدهٴ بعدي است‌. قديس جروم ترجمه‌اي لاتيني از كتاب مقدس انجام داد، موسوم به وولگات‌، و تاريخ كليساي اوزبيوس را براي خوانندگان لاتيني تنظيم كردو آن را تا سال 378 ادامه داد.
گسترش منطق بودايي به وسيلهٴ ديگناگا در پايين مورد بحث قرار مي‌گيرد. مكتب بودايي‌ خاك پاك (يا نيلوفر آبي‌) درحوالي 373 به وسيلهٴ هوئي يوآن در چين تأسيس شد. عقيده‌اي كه‌ به وسيلهٴ آن مكتب ارائه مي‌شد -- عقيدهٴ آميدايي -- درخاور دور رواج چشم‌گيري يافت‌. مقارن‌ همين ايام‌، در سه پادشاهي كره نيز آيين بودا معرفي شد: در 372 در كوما، در 384 در كودارا، و در 424 در شيراگي‌.

3. فلسفهٴ هلنيستي و هندي‌. مسلماً، مؤثرترين شخصيت اين عصر امپراتور يوليان است‌، كه‌ به نام فلسفهٴ يوناني آخرين مقاومت‌، ولو بي‌حاصل‌، را در برابر مسيحيت نشان داد. آن فلسفه به‌ حيات خويش ادامه داد، ولي از آن پس ناگزير بود خود را تنها به پيروي از وظايف مربوط به كلام‌ مسيحي محدود سازد. يكي از آخرين فيلسوفان نوع قديم تميستيوس مشايي بود كه در قسطنطنيه‌ برآمد. تميستيوس مسيحي نبود، ولي چندان دورانديش بود كه تسامح مذهبي زيادي نشان دهد.
ديگناگا، كه در تلينگانا برآمد (اميرنشين مَدْرَس‌) منطق صوري را وارد فلسفهٴ بودايي ساخت‌. تأثير او در آسياي بودايي معادل تأثير منطق ارسطو در غرب است‌.

4. رياضيات و نجوم هلنيستي‌، رومي‌، يهودي و چيني‌. مهم‌ترين رياضي‌دان اين عصر تئون‌ اسكندراني‌، پدر هوپاتيا1 بود، كه شرحي بر مجسطي نوشت و روش كسر شصت شصتي را توضيح داد. او در دورهٴ قرون وسطي داراي اعتبار زيادي بود، زيرا او را مؤلف اصلي هندسهٴ اقليدس مي‌پنداشتند!
پُل اسكندراني رساله‌اي نوشت كه حاوي قديم‌ترين گاه‌شناسي تنجيمي موجود است‌. رسالهٴ گاه‌شناسي ديگر مقارن همين ايام به وسيلهٴ هفايستيون تبسي نوشته شد. آوينوس جغرافي‌دان‌ رومي پديده‌ها و فال‌نامهٴ آراتوس را به لاتيني ترجمه كرد.


1 .هيپاتيا يا هوپاتيا (370 - 415 م‌) بانوي فيلسوف و رياضي‌دان يوناني كه به خاطر زيبايي و دانش و سخن‌آوري‌اش مشهور بود. به جانشيني پدرش تئون‌ اسكندراني به تدريس در دانشگاه اسكندريه پرداخت‌. گويند گروهي از راهبان به تحريك قديس سيريل اسكندراني (درگذشته 444 م‌) كه در نيل به مطامع‌ سياسي و مذهبي خود از هيچ ابزاري فروگذار نمي‌كرد و با حاكم مصر (كه ظاهراً دلباختهٴ هيپاتيا بود) سخت دشمن بود، هيپاتيا را كشتند. - و.